" در مجاورت پراکسیدها، واکنش افزایشی آلکنهای نامتقارن ، با واکنشگرهایی مانند آب و HX از قاعده مارکونیکوف پیروی نمی کند و هیدروژن به آن اتم کربنی ( متصل به پیوند دوگانه ) افزوده می شود که اتمهای هیدروژن کمتری به آن اتصال دارد."
اثرث که به ناپایداری بالاترین عدد اکسایش عنصرهای سنگین گروههای اصلی بویژه عنصرهای سنگین گروههای 13 (مانند تالیم) و 14 (مانند سرب ) مربوط است و توسط سیدگویک در سال 1933 کشف شد:
" جفت الکترون تراز s لایه ظرفیت در عمصرهای سنگین گروهها، پس از جدا شدن الکترونهای تراز p ، پایداری ویژه ای کسب می کنند، بطوری که تمایل به شرکت در فعالیت های شیمیایی را از دست می دهند."
اثری که نخستین بار توسط تیندال درباره سیستمهای کلوئیدی کشف شد :
" اگر پرتوی از نور مرئی بر یک سیستم کلوئیدی بتابانیم ، این کلوئید ضمن عبور دادن نور از خود (مانند محلولها ) مسیر نور را نیز بطور کامل مشخص می کند(برخلاف محلولها )"
شایان توجه است که اثر تیندال، اساس کارمیکروسکوپ ویژه ای به نام اولترامیکروسکوپ را تشکیل میدهد که قدرت تشخیص بسیار بالایی دارد و اگر نور را از ورای سیستم کلوئید با زاویه 90 درجه در این میکروسکوپ بتابانند، حتی امکان مشاهده هر ذره تنهای کلوئید که کوچکتر از 1/0 میکرون نباشد، امکانپذیر است.
اثری که در ارتباط با واکنشهای جانشینی نوکلئوفیلی، در کمپلکسهای فلزهای واسطه بویژه کمپلکسهای مربع کشف شد:
" برخی از لیگاندها در کمپلکسهای هشت وجهی یا مربعی، به لحاظ ویژگیهایی که دارند می توانند با اتم مرکزی پیوند بسیار قوی بوجود آورند، بصورتی که پیوند لیگاندی که روبروی آنها قرار دارد با اتم مرکزی بسیار ضعیف شود. در اینصورت در واکنشهای جانشینی کمپلکس، این لیگاند با پیوند ضعیفی که دارد، کمپلکس را ترک می کندو لیگاند دیگری از محیط واکنش جای آن را می گیرد."
اثری که در ارتباط با تاثیر فشار مکانیکی ، در خواص الکتریکی برخی از بلورها کشف شد:
" در برخی از بلورهایی که مرکز تقارن ندارند و رسانای جریان برق نمی باشند( دی الکتریک)، وارد کردن فشار مکانیکی،کشش یا پارگی، سبب به وجود آمدن یک قطبش الکتریکی و پیدایش ممان دو قطبی الکتریکی در آنها می شود که مقدار آن به میزان فشار وارد شده بر سطح بلور مورد آزمایش بستگی دارد. به بیان دیگر بردار قطبش در چنین بلورها،بدون وجود میدان الکتریکی و بر اثر تغییر محل ذره های بلور و تغییر شکل آن ظاهر می شود.
چنانچه بلور مجزا باشد، اثر این قطبش در آن بصورت یک ولتاژ در سرتاسر آن پدیدار می شود. اما اگر با رسانای دیگر در تماس باشد، بر اثر اتصال کوتاه، این ولتاژ با ایجاد جرقه های الکتریکی تخلیه می شود. برعکس اگر بین برخی از صفحات شبکه این نوع بلورها، اختلاف پتانسیل معینی برقرار کنیم، جابجایی بین ذره ها در آن بلور بوجود می آید و سبب تغییر ساختار بلوری آن می شود (اثر پیزوالکتریک وارونه). یکی از مهمترین بلورهایی که اثر پیزوالکتریک از خود نشان می دهند، بلور کوارتز است."